احمد بن محمد ميبدى
119
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
[ آيات 286 - 284 ] ( تفسير لفظى ) 284 - لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . هرچه در آسمانها و در زمين است خداى راست ، و اگر نمايان سازيد آنچه در دل داريد يا پنهان سازيد ، خداوند شمار آن را داند و با شما شمار كند ، تا بيامرزد آن را كه خواهد و عذاب كند آن را كه خواهد كه خداى بر هر چيزى توانا است . 285 - آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ . پيغمبر به آنچه بسوى او نازل شد گرويد و همچنين مؤمنان همه به خدا و به فرشتگان و كتابهاى خدا و فرستادههاى او ايمان آوردند و ما ميان آنها جدائى نيفكنيم ، و آنان گفتند : شنيديم و فرمان برداريم و آمرزش از تو خواهيم و بازگشت همه بسوى تو است . 286 - لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ . بر هيچ نفس تكليفى نهاده نشده مگر به اندازهء توان آن ، هرچه نيكى كند براى او است و آنچه بدى كند بر او است ، خدايا ما را به گناه مگير ! اگر فراموش كنيم يا خطائى كنيم ، خداوندا بر ما گران بارى روا مدار آنگونه كه به پيشينيان روا داشتى و بر ايشان نهادى ، خداوندا بر ما منه آنچه ما را توان آن نيست و ما را ببخش و بيامرز ما را و رحم كن ، تو خداى مائى ، ما را يارى ده بر گروه كافران . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 284 - لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . . آيه . اينكه گفت آنچه در آسمانها و زمين است از خداوند است ، نه براى آن گفت كه دل بدان بندى و يا بدان مشغول شوى ، بلكه براى آنست تا دل در آفريدگار بندى و آفريننده را بينى ، آسمان و زمين را آفريد و نظرگاه عموم قرار داد تا در صنع خدا نگرند ، باز اهل تدبّر و تأمّل را منزلت برتر نهاد كه با نظر عبرت و فكرت خوانند و ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ ) * فرمود و مصطفى را از درجهء خصوص برگذرانيد و به حقيقت افراد راه داد و در نقطهء جمع فروآورد تا به نظر او برتر آمد و اين منزلها و مرتبهها چنان است كه اول منزل آگاهان است دوم از آشنايان و سوم از دوستان و نزديكان : لطيفه : بدانسان كه نخست برقى از آسمان عزّت تافت و بنده آگاه شد ، سپس نسيمى از باغ لطف دميد ، بنده آشنائى يافت ، پس از آن از جام دوستى و محبّت شربتى نوشيد از خود بىخود شد و همه او را شد ! گفتهاند : آگاهى ، حال مزدوران است ، آشنائى ، صفت ميهمانان است ، و دوستى ، نشان نزديكان ، مزدوران را مزد است ، و ميهمانان را پذيرائى ، و نزديكان را راز ، مزد مزدور درخور او است و پذيرائى ميهمانان درخور ميزبان ، و آنكه نزديك است غرقهء عيان است !